خرید بک لینک
باز آوایت مرا دیوانه کرد  رامش خواب مرا ویرانه کرد شمع خاموش خیال کهنه را  یادت آتش در زد و پروانه کرد بوی موی یار م

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 7:08

ساعت ها بیقرار نیستند منظم در تکرار خویش شکیبایند ما بیقراریم و در تکرار و تنوع ناشکیباییم غروب ها در انتظار عاشقان جهانند عاشقان آشفته تر از تشخیص اند فلق را از شفق و گرگ و میش صبح و شام را از هم وا نمی کنند مسخره اند عاشقان جهان. بی مسخرگان جهان ، تغار بی نمکی بیش نیست من دیر یا زود می آیم می دانم کفش هایم رج هایت را می بویند و می جویند رستمی منیژه های امروز را از چاه افراسیاب نمی رهاند بیژنی را دل به تهمتنی خوش نیست در روزگار بی رستمِ پر شغاد دلدادگی مسخره ی با مزه ای است جهان بیمزه را .

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 7:08

آمده ای

تا بهار را بر پیشانی مهرگان بنشانی .

تا بنشینی در کمین من

تا بستانی ام از خویش .

و من چه بی تردید

رها شدم در رنگین کمان نگاهت .

آبی صدایت

قرمز تلاطم هایم را

در خود گرفت و التیامم داد.

در دهانه ی آتشفشان خشم

چه آبگیر زلال دلخواهی بر پا کردی

گاهی به خودم غبطه می خورم.

تاریخ مرا دو بخش کرده ای :

ماقبل تو

از تو تا بعد . . .

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 7:08

برج های مهر

خفتگان آبان را

- شاید هنگامی که آناهیتا هم به معاشقه ی میترا رفته بود-

بر آذر نشاند.

غرب دل من

در آتشی همچون شفق نشسته است

هیچ آذری این چنین آتشناک

از راه نرسیده بود.

زائران مغموم پاسارگاد

ایوان مدائن را دریابید!

دست هایتان را دوست دارم .

برچسب: نویسنده: کیان امینی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 6:56

صفحه بندی